تبليغاتX
کرد خراسان (کرمانج)
مطالب ، خبر ، داستان ، اشعار کرمانجی و ...
اینی حاط  و روو ژه داوئ چوو وه ندا بوو

وی حه فتا ژئ حه وال نه واط بئ خئجابوو

چاڤ حئستئر و دئل تئژئ له ئیواریئ

ده کالئم ژه قه ریوی و بئ واریئ

ژه زولم و زوورئ کئ له وی دئنا ده کئن

حئلان دانینئ کئ له وی دینا ده کئن

***

حه ر که سا خه را که سه ک و کارئکوونه

ئه مئر ده کئن ایمام ایمامزادئکوونه

دونیا له حه و پئچیایه که روه لا بوویه

دئلئ ما سا طه کئزئک و که واو بوویه

حیتیم مانه خه لک و خئزان چئما طو نئی

قئرژئلینه چوول و چی یان چئما طو نئی

***

ام مانی و چوول و چی و دئلئ بئرین

حه وال وه ره داغ ژه دئلئ شه وتی حئلین

بئفئلئتین حیتیم ژه مئسط داماریان

ژه مئس چاڤ ئاج و بئرچی و باماریان

***

اسب و زینان ته یار ده کئن له اینی یان

خه لک و خئزان په ئاسمئن و زه مینیان

تا طو بئوی ژان ژه دئلی مه حئلینی

پوورئ حیتیمان شه بئکی خه مئلینی

بئوینی له دین و دئنئ خه لکی چئ حاط

تا بئوینی که ز و دئلئ خه لکئ کی پاط

***

ژه شوونی حئستئر خینه کئ ژه چاڤئ طئن

بئبئزدینی مئسطئ ئه وان ژه ئاڤ و نئن

بئوینی کی مالئک له سه ر خه لکئ دانی

دین و خادئ بئتووم ژه داوئ حئلانی

***

خه لاس بئکی حه ردئ ژه مئس باماریان

شوون بئ شوون کی وا خه لکئنه بئ واریان

***

یارام ده وه کئ وی روویئ از بئوینئم

مینا که وئ سه رئ چی یان از بئخینئم

***

خادئیا باش حه والئ مه کینگا نئ طئ؟

رئندئ مه لئڤ وه خالئ مه کینگانئ طئ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 22:30  توسط رضا سملقانی | 

این نوشتار تائیدی است بر یادداشت روز سه شنبه 9 تیر ماه دوست عزیزم آقای علی رضا سپاهی در روزنامه - شهر آرا -  در باب " چرا جومونگ می بینیم ؟! " که در پی می آید.

از اینکه دوست عزیزمان آقای سپاهی در حوزه ادب و هنر بدین شیوایی قلم فرسایی می کنند باعث مسرت و امیدواری است و بسیار خوشحالیم از اینکه می بینم همزبان عزیزمان در روزنامه شهرآرا و در شهر مشهد مقدس به عنوان یک نویسنده قابل و توانا قلم می زند.

ایشان در یادداشت مذکور اشاره کرده بودند که چرا ما خانواده های ایرانی با علاقه و اشتیاق فراوان پای سریال جومونگ و سریال های مشابه که در سینمای کره و چین و ژاپن و ... تولید شده می نشینیم و واقعا هم لذت می بریم.

اشاره های مبسوطی هم به مشابهت موضوعات سریال جومونگ با داستان های شاهنامه فردوسی داشتند که مسلما این دستنوشته گواهی و نشان از ذوق و اشراف کامل ایشان به شاهنامه فردوسی دارد که در جای خود قابل تقدیر است و برای امثال بنده که گروه قلیلی هم نیستیم بسیار جای تاسف دارد که با شاهنامه کمی زیاد بیگانه ایم و شاید این ایراد بر ما وارد باشد و شاید هم اشکال کار را باید جای دیگری  جستجو کرد.

بگذریم.

نوشته بودند که چرا ما نباید به ساخت چنین سریال های  همگون و برآمده از درون فرهنگ و هنر ایرانی و باستانی خودمان دست بزینیم تا مجبور نباشیم وقت بسیار زیادی از اوقات هموطنانمان را پای دیدن سریال های خارجی تلف کنیم.

درتائید فرمایشات ایشان عرض می کنم  که :

 با دید کلی و سطحی دیدن سریال های این چنینی فی نفسه بد نیست  اما در نظر دقیق تر با توجه به نکات بسیار جالب اخلاقی و طرح موضوعات برانگیزاننده احساسات آزادگی ، غرور ، وطن پرستی ، جانفشانی و سایر موضوعات آرمانی که در این نوع سریال ها با شدت و غلظت  بدان پرداخته می شود ، علی الظاهرا اقناع خاطر بیننده را به همراه دارد اما در واقع ناخواسته نوعی سرشکستگی و عدم اعتماد به نفس و نوعی فقدان هویت را در بینندگان سایر ملل القاء می کند.

همان طور که تاریخ گواهی می دهد حس توفق و برتری جویی در همه اقوام و ملل در اعصار گذشته تاکنون همواره وجود داشته و دارد . جنگ ها و تعرض ها و الحاق سرزمین ها و تشکیل حکومت ها و امپراتوری های بزرگ از جمله مصادیق بارز این حس برتری جویی در اعصار گذشته در بین ملل مختلف بوده است و هم اکنون نیز این احساس توفق اگر چه اشکال آن تحول یافته اما مغز و هسته آن همچنان باقی است و به صور گوناگون نمود پیدا می کند.

در گذشته که آگاهی ، شعور و علم انسان ها در سطح بسیار پائینی قرار داشت و جای خالی قانون و مقررات به شدت احساس می شد احساسات این چنینی در جنگ ها و نمایش حرکت های رزمی بیشتر نمود پیدا می کرد.اما با پیشرفت علم و تکنولوژی و وضع قوانین جدیده و خصوصا حقوق بشری احساسات فوق الذکر رنگ باخته و پس از یک پوست اندازی کامل به صورت های جدید خودنمایی می کند.

از بیان میادین ابراز چنین احساساتی می توان به پیشرفت ملت ها در فنون هوا و فضا ، صنعت ، تجهیزات تسلیحاتی ، علوم و فن آوری ، علوم پزشکی ، انفورماتیک ، سینما و حتی ورزش و خصوصا " فوتبال " اشاره نمود.

آن چه آشکار و واضح است این است که کشورهایی که در گذشته صاحب تمدن و تاریخ بوده اند به شکلی کاملا جدی و نفس گیر در میادین و عرصه های جدید برنامه ریزی و سرمایه گذاری نموده قصد دارند در کناره بهره مندی از رفاه و آسایش که منتجه تکنولوژی جدید است همان احساسات برتری جویی خود را در میادین جدید به منصه ظهور برسانند.

 از جمله آن کشور ها می توان به همان کشورهایی که نامشان ذکر شد اشاره کرد و شاید بتوان همگی آنها را صاحب همان تمدن باستانی چین دانست و کشورهایی دیگر مانند کشورهای اروپایی و حتی آمریکا با این قدمت کوتاهش که برآمده از تمدن اروپایی است و ... نام برد.

از این رهگذر کشورهای جدید التاسیس هم از قافله عقب نمانده و سعی دارند به نوعی با دستیابی به موارد فوق الذکر جای پایی برای خود در این عرصه باز کنند . در این راستا ورزش " فوتبال " و خصوصا هنر هفتم " سینما " تاثیر بسیار زیادی داشته و توجه دولت ها و ملت ها را بیشتر به آن سو معطوف داشته است. چه بسا کشورهایی با داستان سرایی و پرداختن به افسانه ها و قصه های عوام پسند و ساختن فیلم و سریال در صدد تاریخ سازی برای خود و کشورشان نیز هستند.

حال برای کشورهایی چون ایران که صاحب تمدن و فرهنگ 2500 ساله هستند آنچه که اهمیت دارد کشف و بروز رسانی داستان ها و قصه ها و رساندن آن به گوش سایر ملل است . یا به عبارت دیگرمی توانند با پرداختن به فرهنگ و تمدن  کهن و باستانی خود نوعی ابراز وجود و احساس غرور را در ملت خود بوجود آورند . اما مطلب دیگری هم وجود دارد که از درجه اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و آن نحوه نمایش و بیان استعدادهای فرهنگی و ملی هر کشور است.

در مملکت ما شاید فیلم ها و سریال های بسیاری هم در باب فرهنگ و تاریخ دیرینه ساخته شده باشد اما  متاسفانه مانند بسیاری از مسائل دیگر گر چه هزینه های بسیار زیادی هم به ملت تحمیل نموده ، نمود و بازتاب خیلی روشنی نداشته است.

در ارتباط با موضوع طرح شده توسط  دوست عزیزم آقای سپاهی می توان به " سریال چهل سرباز " اشاره کرد. این سریال برداشت هایی از شاهنامه فردوسی است که به تعبیر دوستمان بسیار شبیه به سریال جومونگ هم می باشد اما متاسفانه از اقبال عمومی خوبی برخوردار نشد .به عبارت دیگر مردم را در پای جعبه جادویی مشابه سریال جومونگ میخکوب نکرد و مردم برای دیدن آن لحظه شماری نکردند.

این سریال از نظر محتوی  اگر نگوئیم بهتر از سریال جومونگ  بوده قطعا کمتر از آن نخواهد بود اما از نقطه نظر نوع نگاه نویسنده و بیان قصه و نیز نوع نمایش و بیان عملی  آن توسط کارگردان و برقراری ارتباط  با مخاطب بسیار ضعیف بود و تنها می توان گفت این سریال صرفا از نظر بیان تاریخی شاید کمی موفق بود اگر چه ممکن است از نظر تاریخدانان و ادبای پارسی نیز جای اشکال و انتقاد داشته باشد.

اگر از منظر دیگر سریال " جومونگ " را بررسی کنیم می بینیم که در هر قسمت به بیان و نمایش چندین حادثه مهم می پردازند اما در مقابل سریال های ایرانی در چندین قسمت به یک موضوع و حادثه می پردازند و به عبارتی آنقدر قصه را کش می دهند که حوصله مخاطب را سر می برند به قسمی که رمق و کششی برای دیدن قسمت آتی آن باقی نمی ماند.به عنوان مثال در سریال " حضرت یوسف " این کش دار کردن موضوع کاملا مشخص و روشن است.

 از این رو به قول میر جلال الدین کزازی استاد ادبیات فارسی که بر حسب تصادف از "کردهای کرمانشاه" نیز می باشد و اصرار بسیار زیادی هم  بر گویش عامیانه به زبان فارسی دارد که در دفاع از شاهنامه فردوسی و حکایات و داستان های شیرینش  می گوید : " اگر سینما گران ایرانی بخواهند به موضوعات ملی و فرهنگی ما فقط در شاهنامه فردوسی بپردازند آن قدر قصه و داستان و حکایت هست که اگر تمامی کارگردانان و نویسنده های ایرانی هم بسیج شوند باز هم در آن مطلب برای پرداختن وجود دارد."

 به عبارت دیگر باید مشکل را در جای دیگری جستجو کرد و از نظر من اگر بتوان در مدیریت و نحوه تحقیق و پژوهش های تاریخی و سینمایی ایران به صورت علمی و کاربردی عمل کرد و نگاه نویسنده ها و کارگردانان را از گیشه به کیفیت ارائه محصول قابل قبول مخاطب سوق داد شاید بتوان در آینده با رسم خط سیری مناسب و منطقی قدم هایی برای پیشرفت در حوزه صدور و دفاع از فرهنگ و تمدن ایرانی برداشت .

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:5  توسط رضا سملقانی | 
چئ  بئنویسئم  چئ  بئژئم  از  بئرئ  مئن؟

ژه  کو  بئژئم  ژه کی  بئژئم  گئرئ  مئن؟

ژه رووطوونئ چی یان ژه که ریئ می یان؟

ژه  رئژیانئ   به لک  و باشئنه   بی یان؟

بایئ  سارکئ له چوولئ  بئ باران حاط ؟

یا  ژه  ئار و شه واطئ  کئ  داران  باط ؟

وه لاطئ  بئ  که س  و سیفئلدارئ  خار؟

که رییئ  بئ  شئڤان ، شئڤانئ بئ  کار؟

***

که رئ   نئکا  مینا  کئ   بئ  شئڤانه

شئڤان مینا کئ  بئ سه ر، بئ زئمانه

شئڤان مایه شوڤئ حوور و دایه ک طه نگ

بئ خئلئک ، بارئش و بئلوورئ بئ ده نگ

***

گور  و  رئوی  سه ره  ساوئ  میانئن

که فتاران سا  می یان  نئکا شئڤانئن

دئدان  نیشان  ده دئن له به رخ و کاران

به رخ و کاران به ره نه دین تو جاران

نه له ایسال  ،  نه پارئ   نه  پئرارئ

نه له گه رمه چئرئ  مئس وان دی  پارئ

***

ژه قووله ک دا خادی شیر ژه فه کان گئرط

ژه قووله ک خادئ ئاڤ ژه کانیان گئرط

وه مئس خا مانه بوو جئناوئر و چوول

په سارئ رووط په وه مئسطئ خای قوول

خئنزیران  ژئ  روو حانینه  له  به رخان

شه وئتاندئن چی یان، زئمانگ و مه رخان

***

که شکا کولئ ژانئ وان وا ژانان بوون

ئه له ف چه رو شیرو ئاڤ و نانان بوون

تا کینگا  سه ر حئلینه  وا سووندئ  وان

خادئ  زانه وا چیرووکئ  گووندئ  وان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:52  توسط رضا سملقانی | 

21 سال پیش(سال 1366) در چنین روزی شهر زیبای حلبچه مورد تهاجم وحشیانه رژیمی بعثی و بیرحم  به سرکردگی صدام خونخوار قرار گرفت و نفس گرم و با طراوت هزاران کودک ، مرد و زن بی گناه کورد در زندان استخوانی سینه هایشان برای همیشه حبس گردید و عصاره های شیمیایی کینه و نفرت و سنگ دلی جایگزین مهر و عطوفت و بخشندگی در کالبد بی روح آنان گردید .

کودکانی که هر صبحی زیبا به شوق بازی و تفریح از خواب بیدار میشدند . پدرانی که هر روز پر برکت به امید زندگی و حیات مزارعشان را با آب دل و دیده سیراب میکردند و مادرانی که مشکین زلفهای گلهای با طراوت باغهای زندگیشان را به نسیم مهر شانه میکردند . چوپانانی که هر روز گله ها را هی میکردند و به بوی شبنم و گل ، کوه ها و قله های سر به فلک کشیده کوهستان و دشت و دمن را درمی نوردید. جوانان و نوعروسانی که دل به عشق یار داشتند و دل های بی آلایش و کبوتران عاشقشان را درهوای کوی یار و دلدار پرواز میدادند.

و میرفتند تا کم کم خود را برای جشن باستانی نوروز که برگرفته از سنت کهن و دیرین ایرانی و آریاییشان بود آماده کنند و اما امروز دیگر خاموش و سردند .

 سینه هایشان از دم ملکوتیشان تهی .

دیده هایشان بی سو .

و نگاهشان همچنان خیره و مات .

و اذهانشان مشوش و مبهوت از این فاجعه عظیم و دردناک .

و قلبهایشان دردآلود .

 و خردشان حیران از سکوت ملتها و دولتها و مجامع عمومی جهان.

و از این نسل کشی بی سابقه در این عروس شهر زیبای کردستان.

گرچه یاد و خاطره شهادت مظلومانه مردم حلبچه و ظلم و ستم روا داشته شده به این قوم قلب هر انسان فرهیخته و آزاد اندیش و عدالت خواهی را به سختی میفشارد .

 اگر چه ذهن و خاطره بازماندگان این حادثه هولناک هر سال و در چنین روزی از این ظلم عظمی به شدت مشوش و سنگین و زخم قلبهای جریحه دار شده و حزن آلودشان مجددا سر باز کرده و تر و تازه میگردد.

 اما قطعا با یادآوری این حادثه و نشان دادن گوشه هایی از ظلم و ستم روا رفته بر خردسالان ، کودکان ، جوانان و مردان و زنان و اعلام حمایت و نیز ابراز همدردی با ملت کورد حلبچه و اظهار انزجار از بانیان و ستمکاران این جنگ نابرابر تسلای دل بازماندگان خواهد بود.

ما هم به نوبه خود مجددا و برای هزارمین بار نفرت و کینه خود را از رهبران ، فرماندهان ، سربازان ، ستم پیشگان و به طور کلی تمامی کسانی که دستی در این حادثه غمبار داشتند و نیز تمامی کسانی که در این فاجعه سکوت کردند اعلام میداریم.      

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 8:10  توسط رضا سملقانی | 
شه ڤ ژه نیڤئ چوو خه و ناطه سه رئمه

روین ژه حیوئ چوو  وه نه بوو ده رئمه

کولامئ حه والئ گه وریئم گو ڤئشتاند

کونیرئ سه ر ڤه کئر دئلان قه لئشتاند 

ته ڤابوو شه ڤ ایشئغ بوو روژ حه لاتان

گئران ژانه دوور ماحین ژه وه لاتان

ژه شوونئ طئر ئاسمئن تئژئ ژه مئشئن

کا به یداغئ چه قه ر و بووز و حئشئن

گووندئ وه ره فش ژه بیرامه چئما چوو

لاوئ وه به ژنئ دائیکا مه کودا چوو

زه خئ قه فسئ له حه ستی یان ئه سه ر کئر

پئلئنگ و به ور له چی یان ده ر بئ ده ر کئر

گورئ خین خار سه رئ دانی له حه فشئ

روو له کارئ به له ک به رخئ وه ره فشئ

دئدانئ طویژ ژه فه کئ خا داده ده ر  

ژه به رخ و کارئنه حئفشه ژئ کئر سه ر

زئک بئرچی و چاڤ ئاج و دئل وه کوفته

بئتووم حئفشه خازه دوو مالئ موفته

اما به ور و پئلئنگئ وی یوردئ مه

مئرئنه سه رفئراز ، جایلئ کوردئ مه

وه زه فتئن وه قوروور و حئشک و حه سئن

مینا شئرئن دوژمئن ژه وان ده طئرسئن

روو ژه دوو  روو طئ له چوول و له چی یان

به ر خا ده دئن بئلئند به ژنان و پی یان

وه لاتئ مه یئ وه ره فش ئازاد بئوینئن

بووک و زاوان دئسا له حه و بئگینئن

ژئن و مئرئنه کوردئ وه شوور و  شه ر

وه گه رنه وی وه لاتئ که سک و دئلوه ر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 20:54  توسط رضا سملقانی | 
 
صفحه نخست
تماس با ما
بایگانی
دوستان گرامی
این وبلاگ با ارائه اشعار ، داستان و مطالب کردی با هدف کمک به ريشه يابي ، ارتقاء و اصلاح ساختارهای زبان و فرهنگ کردی تاسیس شده ، امید است مورد پسند اهالی کرد زبان قرار بگیرد ضمنا هر گونه برداشت و کپی مطالب و اشعار با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع میباشد.

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
موضوع مطالب
ضرب المثل های کرمانجی
ضرب المثل های...
خه لک و دیانزه
بارئشئ ئیوار
یک حه بوو یک تو نه بوو
شئوان
طه نادئنه مئن
حاطئنئ وه سی ( حضرت علی (ع) )
مه بعه سئ پئغه مبر
باران
چیرووک (1)
بووکئ دونئ
چیرووک (2)
آشیانه شاهین
رسم الخط کرمانجی
کلیدر
چیکسا
حس غریب
مخزن دل
فرهنگ لغات کرمانجی به فارسی(حروف الف تا ژ )
فرهنگ لغات کرمانجی به فارسی(حروف ژ تا ی)
فرهنگ لغات فارسی به کرمانجی (حروف الف تا ر )
فرهنگ لغات فارسی به کرمانجی (حروف ر تا ی )
ژانئ وه لاطئ
چئ بئژئم
لئڤ وه خالئ مه کینگاطئ
پیوندها
استاد كليم الله توحدي
حه سنئ روشان
ئسماعیلئ حوسئین پوور
ئه لیئ به لخکانلوو
موئه سئسئیئ کورمانج
گریوان(الیاس پهلوان)
پیچک
سه ربه ندان(قاسئم)
خشت خام (محسن)
ئه لی رئزا سئپاهی لائین
ده بئستانئ کوردی
فئرگه ی زئمانی کوردی
تاریخچه کورمانج و کرد(میدیا)
مئزگین
عمر عزیز نژاد
میثم (سینما)
سایت ایرانگردی و جهانگردی
علی نجف زاده
مهندس نجف زاده
کرد شیراز ( حسین )
کورمانجئ ره زمان
مالا حه لبه ستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM