تبليغاتX
کرد خراسان (کرمانج)
مطالب ، خبر ، داستان ، اشعار کرمانجی و ...

غروب بود و خورشید آخرین تیرهای ترکش روشنایی زیبا و بی نظیرش را به سمت دشت و دامنه کوهستان روانه می کرد و با رنگ های زرد متمایل به نارنجی در پس قله ها فرو می رفت. برخورد نور خورشید با سنگها و صخره های نوک قله و حرکت رو به بالای آن نوید بخش شبی خنک و آرام برای اهالی روستا بود.

گرد و غبار برخاسته از حرکت موج وار گله های گوسفندان ابری غبار آلود و سحر آمیز بر فراز روستا ایجاد کرده  و روستا در گودی حاشیه بین رشته کوه ها مخفی شده بود و کم کم در هاله ای از غبار و تاریکی فرو میرفت.

صدای بع بع بره ها در گستره روستا به وضوح هر چه تمامتر به گوش می رسید گویی بره ها نیز یه جورایی شرطی وار غروب خورشید را مصادف با نوعی حضور و آرامش میپنداشتند و طلوع شب برای آنان معنایی از وصال و لذت همجواری داشت و سایش تن گرم مادر با تن آنان به یک باور - عادت و لذت شبانه تبدیل شده بود.

از ارتفاعات روستا که دقیق تر بر فراز آن نظاره گر میشدی حرکت انتزاعی گوسفندان به همراه تولید گرد و غبار بسیار زیاد به حرکت دسته جمعی گروه مورچگان می مانست و این صفوف و زنجیره های متصل و نه چندان طولانی به کوچه پس کوچه های باریک و خانه های محقر روستائیان خزیده می شد و نهایتا این زنجیره های حیوانی در تاریکی شب محو شده و با غروب خورشید دیگر اثری از گله ها و جنب و جوش آنان مشاهده نمی شد.                                                        

هنگامی که آسمان شب چتر سیاهش را بر بلندای روستا و اهالی رسته از زحمت روزانه کار و تلاش به نرمی می گسترانید کور سویی از روشنایی در نقاط مختلف روستا متولد می شد . این نقاط به صورت متوالی و نه چندان سریع شروع به افزایش میکرد و فرشی رنگین به سان شب های پر ستاره بر فراز روستا نقش می بست.

سوسوی چراغ ها به سان سوسوی ستارگان جلوه ای بسیار دلنشین به فضای ده بخشبده بود . هر چه روشنایی و تعدد چراغ ها بیشتر می شد سر و صدا و جنب و جوش نیز در روستا فروکش میکرد و در  کشمکش روزگار و این هنگام می رفت تا فضای ده را سکوتی معنی دار فرا گیرد.

آن شب وقتی نگاه ها متوجه آسمان و ستاره ها میشد فارغ از اینکه هر انسانی فقط یک ستاره دارد ، انگار آسمان با تمامی اهالی و ساکنینش جهت  ارائه و عرضه به هر نظاره گری جلوه گری میکردند و تمامی قدرت - مکر و حیله خود را جهت تسخیر دلها و خردها به نمایش گذاشته بودند.

ساعاتی بعد با فروکش کردن صدا ها - هیاهو و جنجال ها دیگر بجز صدای پارس شبانه سگان و صدای گاه و بی گاه و به نظر مبهم و نامفهوم جغدها هیچ صدایی در آسمان تاریک  و ظلمانی ده شنیده نمی شد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 0:39  توسط رضا سملقانی | 
 
صفحه نخست
تماس با ما
بایگانی
دوستان گرامی
این وبلاگ با ارائه اشعار ، داستان و مطالب کردی با هدف کمک به ريشه يابي ، ارتقاء و اصلاح ساختارهای زبان و فرهنگ کردی تاسیس شده ، امید است مورد پسند اهالی کرد زبان قرار بگیرد ضمنا هر گونه برداشت و کپی مطالب و اشعار با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع میباشد.

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
موضوع مطالب
ضرب المثل های کرمانجی
ضرب المثل های...
خه لک و دیانزه
بارئشئ ئیوار
یک حه بوو یک تو نه بوو
شئوان
طه نادئنه مئن
حاطئنئ وه سی ( حضرت علی (ع) )
مه بعه سئ پئغه مبر
باران
چیرووک (1)
بووکئ دونئ
چیرووک (2)
آشیانه شاهین
رسم الخط کرمانجی
کلیدر
چیکسا
حس غریب
مخزن دل
فرهنگ لغات کرمانجی به فارسی(حروف الف تا ژ )
فرهنگ لغات کرمانجی به فارسی(حروف ژ تا ی)
فرهنگ لغات فارسی به کرمانجی (حروف الف تا ر )
فرهنگ لغات فارسی به کرمانجی (حروف ر تا ی )
ژانئ وه لاطئ
چئ بئژئم
لئڤ وه خالئ مه کینگاطئ
پیوندها
استاد كليم الله توحدي
حه سنئ روشان
ئسماعیلئ حوسئین پوور
ئه لیئ به لخکانلوو
موئه سئسئیئ کورمانج
گریوان(الیاس پهلوان)
پیچک
سه ربه ندان(قاسئم)
خشت خام (محسن)
ئه لی رئزا سئپاهی لائین
ده بئستانئ کوردی
فئرگه ی زئمانی کوردی
تاریخچه کورمانج و کرد(میدیا)
مئزگین
عمر عزیز نژاد
میثم (سینما)
سایت ایرانگردی و جهانگردی
علی نجف زاده
مهندس نجف زاده
کرد شیراز ( حسین )
کورمانجئ ره زمان
مالا حه لبه ستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM