![]() |
![]() |
|
| مطالب ، خبر ، داستان ، اشعار کرمانجی و ... |
|
فصل تابستان با کوله باری از تلاش و کوشش برای اهالی روستا به سرعت گذشت و باد و سرمای پائیزی تعدادی از اهالی که هنوز موفق به برداشت محصولات خود نشده بودند را غافلگیر کرد. موسم درو و برداشت بیشتر محصولات بجز تعداد اندکی از محصولات باغی تقریبا پایان یافته بود. مردم کم کم خودشان را برای باد و طوفان های پائیزی آماده میکردند . با شروع فصل پائیز بادهای موسمی پائیزه که به آن کوهباد میگفتند شروع به وزیدن میکرد و با وزیدن باد از رونق کوچه و پس کوچه های ده کاسته میشد و آمد و شد به طور محسوسی کاهش یافته و مخصوصا در موقع عصر و شب ها که تقریبا کوچه ها از اهالی خالی میشد. کوهباد تمامی گرد و غبار و برگ های خشک بجا مانده از فصل تابستان را به درون چاله ها ، جوی ها و در پشت دیوارها و خانه ها تل انبار و مدفون میکرد . اگر چه این اتفاقات برای روستائیان خیلی میمون و دلپذیر نبود و باعث اذیت و آزار اهالی میشد اما این روند به شکلی به پاکیزگی و تمیزی روستا کمک میکرد و مردم برای کاهش آلودگی محیط روستا برگ ها و علف های خشک را آتش زده و یا در مواقعی جهت غنی سازی خاک آنها را با خورجین و کیسه های نخی و به بوسیله چهارپایان به محل مزارع و باغات حمل میکردند. با توجه به قرار گرفتن روستا در ارتفاعات و دامنه کوه های بلند به طور طبیعی هوای ده خنک بود و با وزیدن کوهباد که باطبع از سمت کوه شروع به وزیدن میکرد دمای هوا در ده رو به کاهش میگذاشت . اگرچه چنین موقعیتی برای ده در فصل تابستان و هنگام ییلاق بسیار زیبا و دلپذیر بود اما با نفوذ جریانات هوای سرد پائیزی ، برودت هوا تن هر رهگذری را آزرده میساخت . کمی پائین تر از ارتفاعات در خرمنگاه روستا هنوز تتمه ای از خرمن های گندم و سایر غلات باقیمانده بود و تعدادی از اهالی مشغول پاک کردن و بوجاری غلات بودند . صدای ناموزون چرخش چرخهای خرمنکوب که بر اثر سایش با میله های چوبی آن بوجود می آمد آهنگ دلنوازی را به گوش جان هیچ رهگذری حواله نمی داد اگرچه در چشم نیازمند اهالی روستا این صدا گرمای خاصی از جنس تنور، بوی نان تازه و سفره ای پر برکت داشت . دوران طلایی و حکمرانی خرمنکوب آن زمانی که کودکان و به خصوص دخترکان ساده دل روستایی با صفا و صمیمیت خاصی سواره های بلامنازع آن بودند تقریبا پایان یافته ، از رونق افتاده و از ارزش آن به شدت کاسته شده بود با آنکه هنوز هم تعدادی از روستائیان به صورت پراکنده در گوشه و کنار خرمنگاه مشغول کوبیدن خرمن بودند اما در اواسط تابستان جنب و جوش و حرکات تند و سریع خرمنکوب و سواره های آن خصوصا برای دختران روستا به مثابه یک شهر بازی از جنس سرگرمی های شهری بود و شور و حال وصف ناپذیری داشت. دخترکان روستایی آخرین حرف های ناگفته شان را در گوش چرخ دوار خرمنکوب نجوا میکردند و زمزمه های وداع و وعده دیدار به سال آینده و غصه و قصه دلتنگی های پیش رو در فضای خرمنگاه طنین افکن شده بود . چه خوش گذشت و چه زیبا بود سرودن ترانه های شاد و جست و گریزهای کودکانه در کنار هم سن و سالان و بازی های بی تکبر و روح نواز در فضای خرمنگاه و زیر سایه سیادت پدر و مادر. تا چند هفته دیگر کم کم تمامی غلات و محصولات مزارع و باغات جمع آوری شده و در زمین خرمنگاه دیگر هیچ اثری از محصول و رفت و آمد اهالی روستا مشاهده نخواهد شد از طرف دیگر با شروع فصل پائیز و شروع موسم کشت و کار تعدادی از اهالی نیز در گوشه و کنار ده در حال آماده نمودن بذر محصولات جهت کشت و کار سال زراعی جاری بودند. گرد و غبار و سرمای گزنده پائیزی روستائیان را زودتر از مواقع دیگر به درون خانه هایشان میکشاند و با مراجعت مردم به خانه هایشان، شب های پائیزی روستا نیز بسیار زودتر از شب های بهار و تابستان آغاز میشد و قاعدتا مردم نیز بالاجبار وقت بیشتری را درون منزل میگذراندند. پس از ورود مردان به خانه ها و خوش و بش مختصری ، گزارش مردان از اتفاقات پیش آمده آن روز درون ده و گزارش خانم ها از قرار خواستگاری ها و عروسی ها آغاز میشد و بدین ترتیب پاسی از شب به گفتگو و نقل اخبار میگذشت . پس از چیدن سفره شام همگی به صرف شام مشغول شده و پس از آن نیز با صرف مقداری میوه های خود برداشت روستایی مانند انگور و هندوانه و... کم کم بساط خورد و خوراک برچیده و بساط خفت و خواب برقرار میگردید و تا روز نو و روزی از نو. پلک ها فرو بسته شده و شب از نیمه گذشته بود ، دوره حکمرانی شب و دیو سیاهی کم کم داشت به پایان خود نزدیک میشد و شب در حال برچیدن بساط عیش و نوش شب پرستان و شب زنده گان بود و حال و هوای خوش سحری زمزمه وار مترصد بیدار کردن زنده دلان و سحرخیزان بود .در چندین نقطه از ده کور سوی چراغ ها به چشم میخورد و نور چراغ ها رنگ روشنایی به خود گرفته و گاها پس از مدت کوتاهی دوباره خاموش میشدند . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 4:34 توسط رضا سملقانی |
|
|
صفحه نخست تماس با ما بایگانی |
| دوستان گرامی |
|
این وبلاگ با ارائه اشعار ، داستان و مطالب کردی با هدف کمک به ريشه يابي ، ارتقاء و اصلاح ساختارهای زبان و فرهنگ کردی تاسیس شده ، امید است مورد پسند اهالی کرد زبان قرار بگیرد ضمنا هر گونه برداشت و کپی مطالب و اشعار با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع میباشد.
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|